حماسه سیاسی.حماسه اقتصادی


رهبر معظم انقلاب پس از تحویل سال و برای تبریک سال نو بیاناتی ایراد میکنند که با عنوان پیام نوروزی شناخته میشود.
بیانات ایشان در این فقره پس از تبریک سال نو ارزیابی سال گذشته و ترسیم چشماندازی برای آینده کشور است که با تعیین یک نام و شعار برای هر سال به پایان میرسد. از این جهت پیامهای نوروزی ایشان سخنان مهمی هستند که وضع مطلوب را ترسیم مینماید لذا مورد توجه مسؤولان در بخشهای مختلف قرار دارد.
تحلیل پیوستهی پیامهای نوروزی ایشان میتواند چشمانداز تاریخی حرکت انقلاب و همچنین شکلگیری گفتمان جمهوری اسلامی را ترسیم کند. این نوشته به تحلیل گفتمان پیامهای نوروزی رهبر معظم انقلاب از سال 69 تا 94 میپردازد و گزارههای مرکزی هر سال از سخنان ایشان را به دست میدهد. همچنین با توجه به نسبت این گزارهها میتوان پیام اصلی چند سال را در امتداد یکدیگر مشاهده کرد که بیانگر وضعیت کشور ایران و جمهوری اسلامی و تأکیدات آن در هر برهه زمانی باشد.
به این ترتیب در 9 سال آغازین رهبری ایشان رعایت انضباط مالی، قناعت و صرفهجویی از سوی مردم و مخصوصاً مسؤولان را به عنوان اولویتهای مهم ایران مطرح نمودند. تلاقی زمانی این دهه با دوره سازندگی به دغدغههای ایشان در این برهه زمانی و وضعیت کشور در آن دوره اشاره دارد.
تحلیل این بیانات و گزارههای مرکزی آن در نسبت با وضعیت آن روز کشور نمایانگر اهمیت پیامهای نوروزی در توصیه به مردم و مسؤولان درباره وضعیت فعلی و روند اتی کشور است.
چنانکه پیش از این مورد اشاره قرار گرفت در دهه اول رهبری، مقام معظم رهبری بر مقوله صرفهجویی اقتصادی و انظباط مالی و اجتماعی از سوی مردم و مسؤولان اشاره فرمودند. این مسأله نشانگر اهمیت اقتصاد در شکلگیری تمدن ایرانی اسلامی و همچنین بیانگر وضعیت آن روز کشور است که ایشان در سالهای متمادی به انظباط اقتصادی و صرفهجویی به عنوان اولویت کشور اشاره میکردند.
در این فقره به تأکیدات رهبر معظم انقلاب در دهه دوم رهبری اشاره خواهیم نمود.
شش سال مورد بررسی مهمترین تأکید رهبری بر سلامت اقتصادی و تقویت وحدت ملی متمرکز گردیده است. از این منظر میتوان گفت از نظر رهبری در این سالها بجز مشکل اقتصادی مسألهی وحدت ملی و امنیت و اقتدار ملی نیز نیاز به توجه ویژه داشته است.
این سالها که مقارن با دولت اصلاحات است، بحثهای مربوط به اصلاحات توجهات زیادی به خود جلب کرده و رهبری نیز با تأکید بر لزوم اصلاحات، رفع فقر و فساد و تولید علمی را از جمله اصلاحات واقعی ارزیابی میکند.
در نیمه دوم دهه دوم رهبری آیتالله خامنهای، سه مفهوم مورد توجه بیشتر بوده است؛ اتحاد ملی، دلبستگی مردم به انقلاب و اصلاح الگوی مصرف از گزارههای اصلی ایشان در ترسیم چشمانداز آیندهی کشور یا ارزیابی از وضعیت گذشته بر این مفاهیم مترکز بوده است.
ایشان سالهای آغازین دهه 90 را بر مقوله اقتصاد تأکید بسیار دارند و دهه 90 را دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری کرده و تصریح میکنند که اقتصاد زیربنای دهه پیشرفت و عدالت است.
در سال 94 نیز رهبر انقلاب مقولاتی مانند پیشرفت اقتصادی، اقتدار ملی و منطقهای و پیشرفت علمی را از رهگذر همدلی و وحدت دولت و ملت ممکن میداند.
تحلیل گفتمان پیامهای نوروزی رهبر انقلاب چارچوب گفتمان جمهوری اسلامی را ترسیم میکند و هشدارهای ایشان در سالهای مختلف به ضعفهای موجود تاکید مینهد و در صدد هشدار در مورد عواقب آن است. چنانکه از گرارههای مرکزی این بیانات در هر سال بر میآید میتوان هر گزاره را در دل شرایط بیان آن نهاده و دلالتهای تاریخی آن را در هر دولت به دست داد. از این جهت پیامهای نوروزی نوعی جهتگیری تاریخی انقلاب اسلامی در 25 سال اخیر نیز هست.
حضرت آیتالله خامنهای در پیام نوروزی خطاب به ملت ایران، سال ۱۳۹۴ را سال «دولت و ملّت، همدلی و همزبانی» نامگذاری کردند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
بسماللهالرّحمنالرّحیم
یا مقلّب القلوب و الابصار، یا مدبّر اللّیل والنّهار، یا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
السّلام علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها.
آغاز سال مصادف است با ایّام شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)؛ ارادت مردم ما به خاندان پیغمبر و دخت گرامی پیامبر اعظم اقتضائاتی دارد که یقیناً همه باید این اقتضائات را رعایت کنند و یقیناً رعایت خواهند کرد. امید است که این ایّام و این سال از برکات فاطمی سرشار و برخوردار باشد؛ و نام مبارک این بزرگوار و یاد ایشان تأثیرات عمیق و ماندگار خود را در زندگی مردم ما در سال ۱۳۹۴ بگذارد. و امیدواریم که این آغاز بهار طبیعت که آغاز سال نوی هجری شمسی است، برای ملّت ایران و برای همهی ملّتهایی که نوروز را گرامی میدارند مبارک باشد. سلام خاکسارانه عرض میکنم به ساحت حضرت بقیّة الله الاعظم (ارواحنافداه) و یاد امام بزرگوارمان و شهیدان را در این فرصت، گرامی میداریم و امیدواریم که ما را از برکات انفاس طیّبه و دعاهای ارواح مطهّر آن عزیزان برخوردار فرماید. یک نگاه اجمالی به سال ۱۳۹۳ میکنیم و نگاهی اجمالی به سال جاریای که در این ساعت شروع میشود. سال ۹۳ هم در عرصهی داخلی و هم در عرصهی خارجی و بینالمللی برای کشور ما سال پرماجرایی بود؛ چالشهایی داشتیم، پیشرفتهایی هم داشتیم؛ ما در اوّل سال ۹۳ با توجّه به همین چالشها بود که عنوان سال را گذاشتیم «عزم ملّی و مدیریّت جهادی». با نگاهی به آنچه در سال ۹۳ گذشت، مشاهده میکنیم که عزم ملّی بحمدالله بُروز و ظهور داشت. ملّت ما عزم راسخ خود را هم در تحمّل برخی مشکلاتی که برای او وجود داشت نشان داد، هم در روز بیستودوّم بهمن، در روز قدس و در راهپیمایی عظیم اربعین این عزم را، این همّت را از خود بُروز داد و نشان داد. مدیریّت جهادی هم در برخی از بخشها بحمدالله بارز و آشکار بود. در آن بخشهایی که مدیریّت جهادی را انسان مشاهده کرد، پیشرفتها را هم در آنجا مشاهده کردیم. این البتّه توصیهی مخصوص سال ۹۳ نیست، هم عزم ملّی و هم مدیریّت جهادی برای امسال و برای همهی سالهای پیشرو برای ملّت ما مورد نیاز است.
و امّا در سال ۹۴ آرزوهای بزرگی برای ملّت عزیزمان داریم که همهی این آرزوها هم دستیافتنی است. آرزوهای بزرگ ما برای ملّت در این سال، پیشرفت اقتصادی است؛ اقتدار و عزّت منطقهای و بینالمللی است؛ جهشهای علمی به معنای واقعی است؛ عدالت قضائی و اقتصادی است؛ و ایمان و معنویّت است که از همه مهمتر و پشتوانهی همهی آن سرفصلهای دیگر است. به نظر ما همهی این خواستهها و آرزوها دستیافتنی است؛ هیچکدام از اینها چیزهایی نیست که از ظرفیّت ملّت ایران و ظرفیّت سیاستهای نظام بیرون باشد. ظرفیّتهای ما بسیار زیاد است؛ در این زمینه حرفهای گفتنیای وجود دارد که انشاءالله به مهمترین آنها در سخنرانی عصر [شنبه] اشاره خواهد شد.
آنچه در این ساعت مایلم به ملّت عزیزمان عرض کنم این است که این ظرفیّت عظیم و مهم دستیافتنی است ولی شروطی دارد؛ یکی از مهمترین شروط عبارت است از همکاریهای صمیمانه میان ملّت و دولت؛ اگر این همکاری صمیمانه از دو سو شکل بگیرد، یقیناً همهی آنچه را که جزو آرزوهای ما است دستیافتنی است و آثار آن را مردم عزیزمان به چشم خواهند دید. دولت، کارگزار ملّت است؛ و ملّت، کارفرمای دولت است. هرچه بین ملّت و دولت صمیمیّت بیشتر و همکاری بیشتر و همدلی بیشتری باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت. باید به یکدیگر اعتماد کنند؛ هم دولت، ملّت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمّیّت و تواناییهای ملّت را بدرستی بپذیرد، هم ملّت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند. من در این زمینه هم حرفهایی دارم و توصیههایی دارم که انشاءالله در سخنرانی به آنها اشاره خواهم کرد. لذا به نظر من امسال را باید سال همکاریهای گستردهی دولت و ملّت دانست؛ من این شعار را برای امسال انتخاب کردم: «دولت و ملّت، همدلی و همزبانی». امیدواریم این شعار در عمل تحقّق پیدا کند و هر دو کفّهی این شعار، یعنی ملّت عزیزمان، ملّت بزرگمان، ملّت با همّت و با شجاعتمان، ملّت بصیر و دانایمان، و همچنین دولت خدمتگزار بتوانند به این شعار به معنای حقیقی کلمه عمل بکنند و آثار و نتایج آن را ببینند.
از خداوند متعال پیشرفت همهی کارهای بزرگ کشور را درخواست میکنیم و توفیق خودمان را در خدمتگزاری از خدای متعال مسئلت میکنیم.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
ﻋﮑﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﯽ ﻭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﯾﺎﻓﺖ !
« ﺷﺐ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ، ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﯿﺮ ﻣﯽ
ﺷﻮﻧﺪ . ﺍﺯ 150 ﻧﻔﺮ ﺩﺍﻭﻃﻠﺐ 20 ﻧﻔﺮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﺍﺯ
ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺒﻮﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ . ﺑﯿﺴﺖ ﻧﻔﺮ ﻧﻮﺑﺘﯽ ﺭﻭﯼ
ﺯﻣﯿﻦ ﻏﻠﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻦ ﺗﺎ ﺭﺍﻩ ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ ... ﺍﯾﻦ ﻋﮑﺲ ﺻﺒﺢ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ
ﺍﺳﺖ "...
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﮑﺲ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ
ﻣﻌﺼﻮﻣﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﻧﻪ ﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻧﺎﻡ،
ﻧﻪ ﭼﻮﺏ ﺗﮑﻔﯿﺮ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻣﻨﺘﯽ ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﺟﺰ ﺁﻧﮑﻪ
ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ﻣﺎﻥ ﻧﻘﺶ ﺗﺴﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ... ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ
ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ !

حضرت محمد (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود.
كنيه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابوابراهيم.
القاب حضرت محمد (ص): رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه و...
منصب حضرت محمد (ص): آخرين پيامبر الهى، بنيانگذار حكومت اسلامى و نخستين معصوم در دين مبين اسلام.
تاريخ ولادت حضرت محمد (ص): روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى (به روايت شيعه). بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانسته اند.

حکیمه خاتون علیهاالسلام ، عمه امام حسن عسکری علیه السلام نقل می کند: وقتی هنگام تولد مهدی(عج) رسید، امام زمان(عج) را دیدم رو به قبله به سجده افتاد. سپس دستش را بلند کرد و گفت: «به یکتایی خدا گواهی می دهم و اینکه جدّم، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، و پدرم امیرمؤمنان علیه السلام ، وصی رسول خداست». سپس یک یک امامان را شمرد تا به خود رسید. امام زمان(عج) از هنگام تولد تا زمانی که پدرش به شهادت رسید، مخفی بود و فقط تعداد خاصی از یاران، او را می دیدند و مسائل خود را از ایشان می پرسیدند. حضرت هنگام رحلت پدر، پنج سال داشت. چنان که در روایات آمده، محل زندگی امام زمان(عج) در دوران کودکی همچون محل زندگی حضرت موسی علیه السلام مخفی بود تا از گزند طاغوتیان محفوظ باشد.
قطـره قطـره اشـک چشمـان زمـان
مـی چـکد بـر روی دامـان زمیـن
از غــم چشمـان تـو یابـن الحســـن
♥•٠·
امشب که زمین و آسمان می گرید
از ماتم عسگری جهان می گرید
جا دارد اگر شیعه خون گریه کند
چون مهدی صاحب الزمان می گرید
سالروز پرپر شدن یازدهمین ستاره آسمان امامت و ولایت، امام حسن عسکری (ع) تسلیت باد.
فراموش نمی کنیم اشک های سید علی را
مردود شدن برخی از خواص را فراموش نمیکنیم
هتک حرمت نماز جمعه را فراموش نمیکنیم
سکوت خواص و کمک آن ها به فتنه را فراموش نمیکنیم
خون های ریخته شده از مردممان را فراموش نمیکنیم
به آتش کشیدن خیابان های شهرمان را فراموش نمیکنیم
قانون شکنی مدعیان قانون مداری را فراموش میکنیم
ظلم به مردم و وتوی رای آن ها را فراموش نمیکنیم
تحمیل خسارت های اقتصادی به کشور را فراموش نمیکنیم
تهمت ها و دروغ های ناروا نسبت به نظام را فراموش نمیکنیم
امیدوار کردن آمریکا و اسرائیل را فراموش نمیکنیم
حمایت اوباما و نتانیاهو از فتنه گران را فراموش نمیکنیم
تلخ کردن کام مردم و بر هم زدن حماسه حضور انتخابات را فراموش نمیکنیم
جسارت و بی احترامی به عکس امام عزیزمان را فراموش نمیکنیم
تلاش برای رو در روی هم قرار دادن مردم را فراموش نمیکنیم
شهدای مظلوم فتنه را فراموش نمیکنیم
ظلم به مردم مظلوم دنیا و خدمت به اسرائیل با شعار نه غزه، نه لبنان را فراموش نمیکنیم
هتک حرمت عاشورا و پرچم عزای امام حسین را فراموش نمیکنیم
حماسه 9 دی را فراموش نمیکنیم
زندگانى حضرت امام رضا(ع) پر است از لحظاتى نورانى و شگفت انگيز كه دل شيفتگان را مىبرد . از كتاب «ديوان خدا» نوشته نعيمه دوستدار ـ كه بر اساس منابع موثق تدوين يافته ـ چند داستان برگزيدهايم كه تقديم عاشقان اهل بيت مىكنيم.
مردى از نوادگان انصار خدمت امام رضا(ع) رسيد. جعبهاى نقرهاى رنگ به امام داد و گفت :
«آقا! هديهاى برايتان آوردهام كه مانند آن را هيچ كس نياورده است». بعد در جعبه را باز كرد و چند رشته مو از آن بيرون آورد و گفت: «اين هفت رشته مو از پيامبر اكرم(ص) است. كه از اجدادم به من رسيده است». حضرت رضا(ع) دست بردند و چهار رشته مو از هفت رشته را جدا كردند و فرمود: «فقط اين چهار رشته، از موهاى پيامبر است».
مرد با تعجب و كمى دلخورى به امام نگاه كرد و چيزى نگفت. امام كه فهميد مرد ناراحت شده است، آن سه رشته مو را روى آتش گرفت. هر سه رشته سوخت، اما به محض اين كه چهار رشته موى پيامبر(ص) روى آتش قرار گرفت شروع به درخشيدن كرد و برقشان چهره مرد عرب را روشن كرد.
راوى: سليمان (يكى از اصحاب امام رضا(ع)
حضرت رضا(ع) در بيرون شهر، باغى داشتند. گاهگاهى براى استراحت به باغ مىرفتند. يك روز من نيز به همراه آقا رفته بودم. نزديك ظهر، گنجشك كوچكى هراسان از شاخه درخت پركشيد و كنار امام نشست. نوك گنجشك، باز و بسته مىشد و صداهايى گنگ و نا مفهوم از گنجشك به گوش مىرسيد. انگار با جيك جيك خود، چيزى مىگفت.
امام عليه السلام حركت كردند و رو به من فرمودند: «ـ سليمان!... اين گنجشك در زير سقف ايوان لانه دارد. يك مار سمى به جوجههايش حمله كرده است. زودباش به آنها كمك كن!. ..
با شنيدن حرف امام ـ در حالى كه تعجب كرده بودم ـ بلند شدم و چوب بلندى را بر داشتم . آن قدر با عجله به طرف ايوان دويدم كه پايم به پلههاى لب ايوان برخورد كرد و چيزى نمانده بود كه پرت شوم...
با تعجب پرسيدم: «شما چطور فهميديد كه آن گنجشك چه مىگويد؟» امام فرمودند: «من حجت خدا هستم... آيا اين كافى نيست؟!»
راوى: يكى از نزديكان امام رضا(ع)
مرد گفت: «سفر سختى بود. يك ماه طول كشيد».
امام رضا (ع) فرمودند: «خوش آمدى!»
ـ « ببخشيد كه دير وقت رسيدم. بىپناه بودن مرا مجبور كرد كه در اين وقت شب، مزاحم شما شوم».
امام لبخند زدند و فرمودند: «با ما تعارف نكن! ما خانوادهاى ميهمان دوست هسيتم».
در اين هنگام روغن چراغ گرد سوز فرو نشست و شعلهاش آرام آرام كم نور شد. ميهمان دست برد تا روغن در چراغ بريزد، اما امام دست او را آرام برگرداند و خود، مخزن چراغ را پر كرد. مرد گفت: «شرمندهام! كاش اين قدر شما را به زحمت نمىانداختم».
امام در حالى كه با تكه پارچهاى، روغن را از دستش پاك مىكرد، فرمودند: ما خانوادهاى نيستيم كه ميهمان را به زحمت بيندازيم».



سلام بر تو ای عصمت هشتم!
کوچه های توس، هنوز بوی عطرآگین تو را می دهد و آوای غریب
ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می رسند.
.
.
ای امام الرئوف!
همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو
پر مى دهیم تا با زمزمه ملائک همراه شویم.


مدینه، چه کردی رسول خدا را
گرفتی ز ما خاتمالانبیا را
چه بیدادگر بود، این چرخ گردون
که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را
دریغا! که روح دعا، رفت در خاک
گرفتند از ما روان دعا را
به سوگ محمّد، بگریید، یاران
که زهرا ببیند، سرشک شما را
بیارید گل بر در بیت زهرا
که همدرد باشید، خیرالنسا را
الهی الهی که اهل مدینه
نبینند، تنهایی مرتضا را
الهی نبینم که زهرا به صحرا
دهد آب با اشک خود نخلها را
مبادا که در بیت وحی الهی
بدون طهارت، گذارید پا را
ببوسید، روی حسین و حسن را
تسلّا دهید این دو صاحبْعزا را
خدا را چه شد، آن طبیب دو عالم
که آورد، بر زخم جانها، دوا را
نه لب بر گلوی حسینش نهاده
نه بوسیده لعل لب مجتبا را
سلامی نداده است، بر اهلبیتش
زیارت نکرده است، بیتالولا را
زنان مدینه، چو جان در بر خود
بگیرید، دخت رسول خدا را
مبادا مبادا، گذارید تنها
در این روزها، عصمت کبریا را
زنان مدینه، به جان پیمبرi
بگویید اسرار این ماجرا را
چرا شعله از بیت زهرا بلند است
ببینید، آتش زدند آن سرا را
دریغا! دریغا! که در پشت آن در
شکستند، ار کان ارض و سما را
بیایید، در آستان ولایت
که کشتند، ریحانة المصطفا را
خطاکار، آن بود، ای اهل عالم
کز اوّل رها کرد، تیر خطا را
خدا را در بیت توحید و آتش؟
یهودند این جانیان، یا نصارا؟
یهود و نصارا به پیغمبر خود
روا داشت کی این چنین ناروا را؟
کسی کو زند، لطمه بر روی زهرا
به قرآن که کفرش بود آشکارا
نه سهمی، ز قرآن و اسلام دارد
نه دیده است، یک لحظه رنگ حیا را
ندیده است، پیغمبری، جز محمّدi
ز امّت، چنین ظلم و جور و جفا را
شراری، ز بیتالولا رفت بالا
که بگرفت در کام خود کربلا را
عدو، آتشی زد به بیت ولایت
که بگرفت، تا حشر، دودش فضا را
زمام سخن را نگهدار «میثم»
که آتش زدی، قلب اهل ولا را
